غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

203

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

خاطر بر مقابله و مقاتلهء سپاه ظفر دستگاه قرار داده اكنون بهر نوع حكم قضا مطيع عالم مطاع نفاذ يابد در انحفاظ رايت شوكت او طريق اهتمام مسلوك دارد چون پرتو شعور خاقان منصور بر آن صورت افتاد فرمان عالى صادر شد كه مظفر حسين ميرزا نيز از آب گذشته بسلطان بديع الزمان پيوندد و هردو شاهزاده باتفاق يكديگر بر سر خسرو شاه روند و صورت جمعيت او را به پريشانى مبدل گردانند و در روز يكشنبه بيست و هفتم قاسم سلطان ولد سيدك خان كه از اعاظم خواقين دشت قبچاق و اكابر سلاطين عرضهء آفاق بود اقبال‌وار بدرگاه خاقان جم اقتدار رسيد و به تقبيل انامل فياض سر مفاخرت افراخته در سلك ساير شاهزادگان منتظم گرديد و در همين روز امير مظفر برلاس ولد امير شيخ عبد اللّه در ديوان امارت سلطان مسعود ميرزا مهر ميزد بآستان سلطنت‌آشيان شتافت و تحف لايقه پيشكش كرده در سلك اقران خويش انتظام يافت و در روز سه‌شنبه بيست و نهم موكب همايون از سمجك نهضت نموده موضع اقتاش محل نصب خيام سالكان طريق رزم و پرخاش گشت و در آن منزل بتحقيق انجاميد كه چون مظفر حسين ميرزا بسلطان بديع الزمان پيوسته خسرو شاه از مقاومت عاجز شده روى عزيمت بلكه هزيمت بجانب حصار قندز آورده و شاهزادگان و نوئينان او را تعاقب نموده آن قلعه را مركزوار درميان گرفته‌اند و بمحاصره و محاربه اشتغال دارند اما در ميان سلطان بديع الزمان ميرزا و ابو المنصور مظفر حسين گوركان اندك نقارى واقعست زيرا كه چون خسرو شاه بعد از پيوستن مظفر حسين ميرزا ببديع الزمان عنان از معركهء قتال بوادى فرار تافته مظفر حسين ميرزا بر سلطان بديع الزمان ميرزا مفاخرت مىنمايد و مىخواهد كه در حين سوارى نقاره زده با برادر كلانتر ابواب مساوات برگشايد چون پرتو شعور خاقان منصور برين صورت افتاد مهم حصار را به صلح فيصل داده روى توجه بقندز نهاد چنانچه مرقوم كلك بيان مىگردد و من اللّه اعانته و المدد . ذكر محاصره قلعه حصار و بعضى ديگر از وقايع روزگار در اين اوقات و اوان كه نواحى حصار شادمان مركز اعلام نصرت‌نشان بود لايق آن و سزاوار چنان مىنمود كه امير محمد باقر و محمود برلاس و درويشعلى ساربان به - اتفاق جميع متوطنان قلعه حلقه مطاوعت در گوش كشيده و غاشيه متابعت بر دوش گرفته بپايهء سرير خلافت مصير شتابند و بلوازم نياز و نثار پرداخته در سلك ساير بندگان دولت‌خواه انحزاط و انتظام يابند اما آنجماعت را رعايت حقوق تربيت سلطان محمود ميرزا و اولاد او از اين امر مانع آمده پاى در دامان استغنا پيچيدند و پشت پندار بحصانت حصار بازنهاده متوجه درگاه عالم‌پناه نگرديدند بناء على هذا صباح پنجشنبه غرهء ماه رجب كه آفتاب جهانتاب از فروغ تيغ كشورگير ديده متحصنان قلعهء مستدير را خيره ساخت و شعشعه بيرق جمشيد خورشيد لوامع تسخير بر ساحت حصار فيروزه كار گردون انداخت